تبليغاتX
شیطان پرستی
و چه زیباست قهقه ی شیطان هنگامی که گمراهان در آتش جهنم می سوزند.!!

      

 

     

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 19:25  توسط ممد آقا | 

آنتوان لاوی

 آنتوان شزاندر لاوِیْ (Anton Szandor LaVey)، مؤسس و کاهن اعظم

 

 کلیسای شیطان. نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیان گذار شیطان پرستی لاویی.

 

زندگی نامه

در ۱۱ آوریل سال ۱۹۳۰ در شهر شیکاگو ایالت ایلی نویز متولد شد.

 سپس خانواده اش به سانفرانسیسکو نقل مکان کردند و بیشتر دوران رشد وی

همانجا سپری شد.

پس از رها کردن دبیرستان و فرار از خانه در ۱۷ سالگی ابتدا به سیرک پیوست و

بعد به نوازندگی روی

    آورد.در ۱۹۵۰ به عنوان عکاس در دایره جنائی پلیس استخدام شد.

در سال ۱۹۵۲(میلادی) با کارول لَنسینگ (Carole Lansing) ازدواج کرد.

نتیجه این ازدواج اولین دختر

او کلارا لاوی (Karla LaVey) بود. ازدواج آنها بعد از اینکه آنتوان بسیار

شیفته داین هگارتی (Diane

Hegarty) شده بود در ۱۹۶۰(میلادی) منجر به طلاق شد. آنتوان و داین هرگز

ازدواج نکردند ولی رابطه

آنها بعد از سالهای طولانی به تولد دختر دوم وی زنا لاوی (Zeena Galatea

LaVey) در سال ۱۹۶۴

(میلادی) منجر شد.موفقیت‌های او به عنوان یک پیانیست ادامه داشت و از

مشهور ترین

 افراد زمان خود در سانفرانیسکو بود.


لاوی ارائه سخنرانی‌های سرّی خود در شبهای جمعه را که «دایره اسرار آمیز»

نامیده بود آغاز کرد.

 یکی از اعضای همین حلقه بود که به وی پیشنهاد تأسیس آیین جدید را داد.در ۳۰

آوریل ۱۹۶۶(میلادی)

 در حالی که سر خود (به عنوان رسم آئین جدید) را تراشیده بود، بنیان گذاری

کلیسای شیطان را اعلام کرد.

همچنین سال ۱۹۶۶ را به عنوان آنو ساتانس (سال اول Anno Satanas) سال

اول عهد شیطان اعلام کرد

وی خود را کاهن اعظم کلیسای شیطان نامید.

چندی بعد با انتشار کتاب انجیل شیطانی در سال ۱۹۶۹(میلادی) به اظهار تعالیم

کلیسای شیطان

پرداخت و اظهار داشت که شیطان فرمانروای زمین است.

در ادامه انتشار انجیل شیطانی لاوی کتاب آئین پرستش شیطانی را در ۱۹۷۲

(میلادی) انتشار داد. در این

کتاب جزئیات بیشتری از آئین پرستش، رسوم و تشریفات دینی پرستش شیطان

(از جمله مراسم عشاء تاریک

Black Mass) را ذکر کرد.هگرتی و لاوی در اوسط ۱۹۸۰(میلادی) از هم جدا

شدند

 و آخرین همراه لاوی بلانچ بارتون (Blanche Barton) بود. نتیجه این همراهی

تنها پسر لاوی

 سیتن سرکیس کرنکی لاوی (Satan Xerxes Carnacki LaVey) شد.

آنتوان لاوی در ۲۹ اکتبر ۱۹۹۷ در بیمارستان سنت ماری شهر سانفرانسیسکو

بر اثر تورم ریه مرد. روز

مرگ لاوی به عنوان روز هالووین شناخته می‌شود.در تدفین شیطانی لاوی که به

صورت مخفی انجام شد،

جسدش سوزانده و خاکستر شد.

خاکسترش دفن نشد ولی بین وارثانش تقسیم شد و با این فرض که دارای قدرت

اسرارآمیز است در آیین پرستش اسرارآمیز شیطانی استفاده می‌شود

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:59  توسط ممد آقا | 

The symbol of Baphomet was used by the knights

templar

to represent satan.the baphomet reperesent the

powers

of darkness combined with the generative fertility of

the goat

In its "pure"form the pentagram is shown

encompassing

the figure of a man in the five points of the star-

three pointsup

Two pointing down symbolizing man's spiritual

nature.

 

In

satanism pentagram is also used,out since satanism

it represents the carnal in stincts of man,or the

oposite of

the spiritual nature,the pentagram is inverted to

perfctly

accommodate the head of the goat-its horns

representing

duality.thrust upwards in de fiance the other three

points

enverted,or the trinity denied.the hebraic figures

around

the outer circle of te symbol which stem fram the

magical

teachings of the kabala.spellour"Leviathan"the

serpent of the

watery abyss and identified with satan.these figures

correspond to the five points of the inverted star.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 21:22  توسط ممد آقا | 

شیطان پرستی دینی

گرایشات شیطان پرستی دینی اغلب مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است، گرچه معمولاً

پیش نیازی برای خود قائل می‌شوند و آن پیشنیاز اینست که شیطان پرست اول باید یک قانون

ماوراء الطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است که همه شیطانی هستند یا به‌وسیله

شیطان شناخته می‌شوند. شیطانی که در گروه اخیر تعریف شده است می‌تواند تنها در ذهن یک

شیطان پرست تعریف شود یا از یک دین (معمولاً قبل از مسیح) اقتباس شوند.

بسته به اینکه کدام نوع شیطان پرستی مد نظر باشد، خدا (یا خدایان) می‌توانند از انواع مختلفی از

معبودها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشئت گرفته شده اند، انواع معمول شیطان

پرستی از خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهه‌های باستانی بین‌النهرینی و

بعضا از الهه‌های رومی و یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده اند. بقیه

شیطان پرستان ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان می‌گویند خدای

معبود آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد، شاید از دوران ماقبل تاریخ و شاید اولین خدایانی

باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته است (گرچه چنین ادعایی غیر قابل بررسی

است)

مابقی گروه‌ها تعبیری سخت گیرانه تر از اینها را میپرستند: آنهایی که سیمای فرشتهٔ سقوط کرده

از انجیل مسیحی را میپرستند، در حالی که بسیاری که آن را به عنوان شر، طبق تعریف کلیسای

مسیحی، میپندارند. این گروه در مقابل آن را به عنوان محق و کسی که در مقابل خدا شورش

کرده است قبول دارند. تمام این ادیان با هم وبا شیطان پرستان فلسفی مشترک هستند چرا که خود

شخص را در اولویت اول قرار داده اند. این نظریه نیز معمولاً توسط کسانی که خدا را به دید

شیطانی مینگرند (کسانی که دیده شده است اشخاص را به آزادی اندیشه تشویق می‌کنند و تلاش

می‌کنند خود را به‌وسیله فلسفه‌هایی چون میجیک و فلسفه‌های مشابه "تمایل به قدرت" نیچه بالا

بکشند) حمایت شده است. یک پند رایج شیطانی به این معلول اینست که: "هر خدای ارزشمندی

بهتر است به جای یک برده پست و بخاک افتاده، یک شریک در قدرت خود داشته باشد."

یک مثال از این مطلب، شیطان ابراهیمی است، مانند ابلیسی که در کتاب تورات آمده است و

بشریت را به چیدن میوه درخت شناخت خوب از بد تشویق می‌کند:" تو مطمئنا نمیمیری: چرا که

خدا در همان روزی که این کار را کنی از آن خبر خواهد داشت، سپس چشمانت باز خواهد شد

و شماها مانند خدا خواهید شد و خوب را از شر تشخیص خواهید داد". با این استفاده از این

مفهوم، شیطان پرستان خود را بهتر از هر خدای دیگری، دارای قدرت تشخیص خوب از بد

میپندارند. از آنجا که این گروه از شیطان پرستان خود را بسیار قدیمی و قدیمی تر از بقیه

می‌دانند، نام "شیطان پرستان سنتی" را بر خود گذاشته‌اند و به شیطان پرستان فلسفی، "شیطان

پرستان معاصر" می‌‌گویند.

شرپرستان

این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این

نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل "خوردن نوزادان"، "کشتن

گوسفندان"، "قربانی کردن دختران باکره" و "نفرت از مسیحیان" هستند. این طرز فکر در کتاب

"مالیوس مالیفیکاروم" دسته بندی شده است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (

1490) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی

مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب

پتک جادوگران است

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 20:54  توسط ممد آقا | 

سلام خدمت همگی

بلاخره بعد از چند ماه مشکلم حل شد و تونستم بیام

امروز می خوام براتون در مورد انواع و رویکردهای شیطان

پرستی بنویسم

 

 

انواع و رویکردهای شیطان پرستی

 

شیطان پرستی فلسفی 

به طور غیر رسمی و گسترده‌ای این شاخه از شیطان پرستی را منتسب به آنتوان شزاندر لاوی می‌دانند.

 او کسی بود که کلیسای شیطان را تأسیس کرد (اولین سازمانی که از لغت شیطان پرستی فلسفی

استفاده نمود)، در نظر شیطان پرستان فلسفی، محور و مرکزیت عالم هستی، خود انسان است، و

بزرگ‌ترین آرزو و شرط رستگاری این نوع از شیطان پرستان برتری و ترفیع ایشان نسبت به

دیگران است. شیطان پرستان فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نمیدانند و به زندگی غیر

مادی بعد از مرگ نیز عقیده‌ای ندارند (اگرچه بایدی هم برای نبود آن ندارند) به هرحال زندگی

این گروه از شیطان پرستان عاری از روحیه مذهبی و معنویت نیز نیست.

در نظر شیطان پرستان فلسفی، هر شخص خدای خودش است. آنها با تکیه بر عقاید انسانی

وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه عقلانی را خار میشمارند و به آنها به دید ترس از مسائل

ماوراء الطبیعی می‌‌نگرند. و تنها به وسیله آن، یک زندگی عقیم و تنها بر مبنای "جهان واقعی"

را تشکیل می‌دهند. به طور شفافی، آموزه‌های شیطان پرستان فلسفی قدمتی بیشتر از کلیسای

لاوی دارد. اگر چه این تصوری از شیطان است، ولی با موقعیت واقعی او تقابل دارد. چرا که

این تعالیم از آموزه‌های یهودی-مسیحی نشئت گرفته است و شیطان را بدلیل خصوصیاتش پلید

نگاشته است.

شیطان‌پرستی لاویی

این نوع از شیطان پرستی بر مبنای فلسفهٔ آنتوآن لاوی که در کتاب "انجیل شیطان" و دیگر

آثارش آمده است تشکیل شده است. لاوی موسس کلیسای شیطان (1966) بود و تحت تأثیر

نوشته‌های فردریک نیچه، آلیستر کرالی، این رند، مارک د سید، ویندهام لویس، چارلز داروین،

امبروس بیرس، مارک تواین و بسیاری دیگر بوده است. "شیطان" در نظر لاوی موجودی مثبت

بوده در حالی که تعالیم خداجویانه کلیساها را مورد تمسخر قرار داده و به مسائل جهان مادی نیز

اعتنایی نداشت.

یک شیطان پرست لاویی، خود را خدای خود میداند، آیین مذهبی این گروه از شیطان پرستان

بیشتر شبیه به فلسفه میجیک کراولی با دیدی جلوبرنده به سمت شیطان پرستی است. یک شیطان

پرست لاویی مدعی آن است که کسانی که خودشان را با شیطان پرستی هم ردیف می‌دانند نباید به

طرز فکر گروهی خواص وفادار باشند و آنها را از لحاظ اخلاقی قبول نداشته باشند. و در ازای

آن گرایشات انفرادی داشته باشند و من تبع باید به طور دائمی یک سر و گردن بالاتر از کسانی

باشند که خود را از لحاظ اخلاقی، قوی می‌دانند. و در بشر دوستی ]گمراه[ خود، بدون تامل

عمل کنند.

شیطان پرستی دینی

گرایشات شیطان پرستی دینی اغلب مشابه گرایشات شیطان پرستی فلسفی است، گرچه معمولاً

پیش نیازی برای خود قائل می‌شوند و آن پیشنیاز اینست که شیطان پرست اول باید یک قانون

ماوراء الطبیعی را که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است که همه شیطانی هستند یا به‌وسیله

شیطان شناخته می‌شوند. شیطانی که در گروه اخیر تعریف شده است می‌تواند تنها در ذهن یک

شیطان پرست تعریف شود یا از یک دین (معمولاً قبل از مسیح) اقتباس شوند.

بسته به اینکه کدام نوع شیطان پرستی مد نظر باشد، خدا (یا خدایان) می‌توانند از انواع مختلفی از

معبودها باشند، بعضی از آنها از ادیان بسیار قدیمی نشئت گرفته شده اند، انواع معمول شیطان

پرستی از خدایانشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهه‌های باستانی بین‌النهرینی و

بعضا از الهه‌های رومی و یونانی (به عنوان مثال مارس-خدای جنگ) اقتباس کرده اند. بقیه

شیطان پرستان ادعای پرستش خدای اصلی را دارند ولی بیشتر شیطان پرستان می‌گویند خدای

معبود آنها در واقع قدمت بسیار قدیمی دارد، شاید از دوران ماقبل تاریخ و شاید اولین خدایانی

باشد که توسط انسان مورد پرستش قرار گرفته است (گرچه چنین ادعایی غیر قابل بررسی

است)

مابقی گروه‌ها تعبیری سخت گیرانه تر از اینها را میپرستند: آنهایی که سیمای فرشتهٔ سقوط کرده

از انجیل مسیحی را میپرستند، در حالی که بسیاری که آن را به عنوان شر، طبق تعریف کلیسای

مسیحی، میپندارند. این گروه در مقابل آن را به عنوان محق و کسی که در مقابل خدا شورش

کرده است قبول دارند. تمام این ادیان با هم وبا شیطان پرستان فلسفی مشترک هستند چرا که خود

شخص را در اولویت اول قرار داده اند. این نظریه نیز معمولاً توسط کسانی که خدا را به دید

شیطانی مینگرند (کسانی که دیده شده است اشخاص را به آزادی اندیشه تشویق می‌کنند و تلاش

می‌کنند خود را به‌وسیله فلسفه‌هایی چون میجیک و فلسفه‌های مشابه "تمایل به قدرت" نیچه بالا

بکشند) حمایت شده است. یک پند رایج شیطانی به این معلول اینست که: "هر خدای ارزشمندی

بهتر است به جای یک برده پست و بخاک افتاده، یک شریک در قدرت خود داشته باشد."

یک مثال از این مطلب، شیطان ابراهیمی است، مانند ابلیسی که در کتاب تورات آمده است و

بشریت را به چیدن میوه درخت شناخت خوب از بد تشویق می‌کند:" تو مطمئنا نمیمیری: چرا که

خدا در همان روزی که این کار را کنی از آن خبر خواهد داشت، سپس چشمانت باز خواهد شد

و شماها مانند خدا خواهید شد و خوب را از شر تشخیص خواهید داد". با این استفاده از این

مفهوم، شیطان پرستان خود را بهتر از هر خدای دیگری، دارای قدرت تشخیص خوب از بد

میپندارند. از آنجا که این گروه از شیطان پرستان خود را بسیار قدیمی و قدیمی تر از بقیه

می‌دانند، نام "شیطان پرستان سنتی" را بر خود گذاشته‌اند و به شیطان پرستان فلسفی، "شیطان

پرستان معاصر" می‌‌گویند.

شرپرستان

این فرقه از شیطان پرستان، به دوران تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می‌شوند. این

نوع شیطان پرستان معمولاً متهم هستند که به اعمالی از قبیل "خوردن نوزادان"، "کشتن

گوسفندان"، "قربانی کردن دختران باکره" و "نفرت از مسیحیان" هستند. این طرز فکر در کتاب

"مالیوس مالیفیکاروم" دسته بندی شده است.]کتابی که در دوران تفتیش عقاید توسط کلیسا (

1490) تالیف شد و در واقع هرگز به طور رسمی مورد استفاده قرار نگرفت، کتاب حاوی

مطالب خرافی از جن گیری و جادوگری و مطالبی از این دست است. ترجمه لغوی نام کتاب

پتک جادوگران است

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 17:46  توسط ممد آقا | 

به نام خالق هستی

نکته این وب لاگ طبق قوانین جاری بر کشور اداره میشوداین مطلب هیچگونه جنبه تبلیغی یا توهینی ندارد فقط جنبه آگاهی دارد!

اعمال و زمان شيطان پرستی

زمان شيطان پرستی در زمانهای بسيار قديم و قرون اوليه آدمی در

چندين زمان انجام ميگرفت : اولين زمان هنگام کسوف و خسوف بود ؛

بر اين تصور که شيطان و خدای تاريکی از انسانها عصبانی هستند و

منتظر هديه خود و اگر برای آنها قربانی انجام نميگرفت خدای تاريکی و

شيطان تمام انسانها را قتل عام ميکردند لذا برای آرامش شيطان قربانی

کردن انسان انجام ميشد . اين مراسم به خصوص در قبايل امريکای

جنوبی بسيار فراوان ديده شده است به گونه ايکه اکتشافات به دست

آمده وجود اين قربانی کردن ها را تصديق ميکند و اتاقهای مخصوص

قربانی کردن نيز به شيوه ای خاص بنا شده بود و تزئينات خاص خود

را داشت . البته قربانی کردن انسان در زمانهای ديگر نيز انجام ميشد

که اکنون قربانی کردن انسان در دوره کنونی در يک شب کاملا تاريک

انجام ميشود .

 

ادامه دارد....!!!


 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 17:41  توسط ممد آقا | 

به نام خالق هستی

نکته این وب لاگ طبق قوانین جاری بر کشور اداره میشوداین مطلب هیچگونه جنبه تبلیغی یا توهینی ندارد فقط جنبه آگاهی دارد!

شیطان پرستان دارای یك سری اعتقادات هستند كه در كتاب انجیل شیطانی آمده است و همچنین

 دارای كلیسای شیطان نیز میباشند كه در ۳۰ آوریل ۱۹۶۶ توسط آنتون لاوی تاسیس شد و در پس

 از مرگش اداره آن به همسرش بلانش بارتون رسید و در حال حاضر نیز توسط یكی از اعضای

 قدیمی آن یعنی پیتر گیلمور اداره میشود . این كلیسا تنها مكانی‌ است كه بر اساس قوانینش با

 استفاده از كمكهای مالی دولتها برقرار نیست و اعضای آن براي ورود به آن باید پول بپردازند

 در ضمن كودكان نیز تا زمانی كه توانایی درك فلسه آنها را پیدا نكرده اند اجازه ورود به آنجا را

 ندارند .در ضمن ورود افراد غیرشیطان پرست به آنجا بدون ایراد میباشند.

 

انشالاه بعدا درمورده انتون لاوی براتون می نویسم!

 

قسمتی از کتاب انجیل شیطانی:

 به نام خدای بزرگ ما ؛ شيطان ؛ به شما فرمان ميدهم که از دنيای سياه بيرون آييد . به نام چهار

شهريار سياه جهنم ؛ پيش آييد . شيطان ؛ جام باده لذت را بردار . اين جام پر از اکسير زندگی

است ؛ و آنرا با نيروی جادوی سياه انباشته کن . اين نيرو در سراسر عالم کائنات وجود دارد و

حامی آن است . آمين "

 
پنتاگرام

برای برخی از مردم پنتاگرام به صورت تردید ناپذیری با جادوی سیاه و پرستش شیطان پیوند زده

شده. پنتاگرام شیطانی نمادی پیچیده است که از ترکیب ستاره ی پنج پر با سر

بز به وجود آمده است. و این نوع استفاده در عین این که جدیدترین مورد استفاده از پنتاگرام

است، به همان اندازه شناخته شده ترین و جدال آمیزترین نوع استفاده از پنتاگرام نیز

هست. پنتاکل شیطانی همیشه وارونه است، با یک رأس رو به پایین و دو رأس رو به بالا.

استعمال پنتاکل به عنوان یک نشان و علامت شیطانی کاملآ جدید است که به نیمه ی دوم قرن

بیستم برمی گردد. جایی که سیتنیزم مدرن توسط Anton Lavey موسس و بنیانگذار کلیسای

شیطان پایه گذاری شد. این علامت نشانی از جادوی سیاه است که حاکی از پیروزی ماده و

آرزوهای فردی بر عقاید و تعصبات دینی و مذهبی است. البته پنتاگرام متشابه و قابل قیاس با

صلیب برعکس نیست. صلیب برعکس نماد جنبش anti-Christ و نشانی از طغیان، سرکشی و

تمرد در برابر فرهنگ مسیحی است. همچنین پنتاگرام نباید با هگزاگرام اشتباه شود. هگزاگرام،

ستاره ی شش پر است که به صورت دو مثلث درون هم نشان داده می شود و نمونه ی آن ستاره

ی داوود روی پرچم اسرائیل است. این ستاره با اعتقادات یهودیان پیوند دارد که خارج از این

بحث می باشد

روايت مي شود که شکل ظاهري شيطان تشکيل شده است از: سر بز، بالا تنه ي انسان، پاي

جن و یک دم کوتاه. در الهیات مدرن سیتنیزم، شاهد اتخاذ کردن روش های فردی و

توجه بیشتر به شخص هستیم. توجه بیشتر به ضمیر و خود به جای توجه به خدا و عالم بالا،

سکس، آمیزش و تمایلات جنسی آزاد، بی بند و بار و لجام گسیخته رفتاری است که سیتنیزم آن

را تمجید می کند. علامتی که به رایج ترین صورت با عقاید شیطانی پیوند دارد "Sabbatic goat

" یا بز طلسم ستاره ی پنج سر Mendes است. استفاده از بز به خرافات قرون وسطی برمی

گردد. آنان همواره در توصیف ساحره ها، آنان را همراه با بزها می دانستند. آنان اغلب بز را

نماینده ی شیطان می دانستند. بز در این مفهوم اغلب به عنوان نمادی از سرکوبی جنسی در نظر

گرفته می شود. نماد باستانی پنتاگرام در سیتنیزم مدرن نمادی است از آزادی در برابر مسائل

جنسی که در ادیان الهی حرام شمرده شده اند

 

 






 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 22:49  توسط ممد آقا | 

به نام خالق هستی

نکتهاین وب لاگ طبق قوانین جاری بر کشور اداره میشوداین مطلب هیچگونه جنبه تبلیغی یا توهینی ندارد فقط جنبه آگاهی دارد!

شیطان پرستی

شيطان پرستي دنيايي را ترسيم مي كند كه هيچ روزنه اميدي براي آن متصور

 

نيست.به همین جهت شیطان پرستی راجهان تاریک می گویند.

 

 شيطان پرستي :حقيقتي را جستجو مي كند كه در اين جهان يافت نمي شود

 

خود کشی توجیهی انگونه دارد:اگربپرسی چراخودت رامیکشی؟:می خواهم

 

 به حقیقت برسم و حقيقت در اين دنیا به دست نمی آید.

 

شیطان:زندگي در اين دنيا بر پايه دروغ است و همه باورهاي مردم بر پايه

 

همين دروغ شکل گرفته است؛همه عادت کرده اند دروغ بگویند؛لذا اگر

 

 حرف راست هم بزنيدكسي آن را باورنمیکند.

 

شيطان پرستي آييني است كه همه چيز را منفي ارائه مي دهد . آدم عمر

 

 شب را بلند میداند ما حتی خورشيد را مانع از تابش نور مي پنداريم .

 ما همه چيز را منفي مي خواهنيم ، اگر به باغ سيب برويم همه سیبها

را کال می بینیم و اگر به تئاتر برویم همه بازیگرها رالال می پنداریم.

  شیطان پرستی یک حرکت مکتبی، شبه مکتبی  و یا فلسفی است که

 هواداران آن شیطان را یک طرح  و الگوی اصلی و قبل از عالم هستی

میپندارند.آنها شیطان را موجودی زنده و با چند وجه ازطبیعت انسان مشترک

می دانند.شیطان پرستی را در گروه (راه چپ) مخالف با راه (راست) طبقه

بندی می کنند.دست چپی ها به غنی سازی روحی خود در جریان روحی

 

خودشان معتقدند.و بر این باورند که در نهایت باید به خود جواب پس دهند.

 

 در حالی که دست راستی ها غنی سازی روحی خود را از طریق وقف

 

کردن وبندگی خود در مقابل قدرت بزرگ خداوند به دست می آورند.


 لاوییان‌ها در واقع خدایی ازجنس شیطان و یا خدایی دیگررا برای خود قائل

 

 نیستند.آنها حتی از قوانین شیطان نیز پیروی نمیکنند.این جنبه اعتقادی آنها به

 

 طور مکرر به اشتباه نادیده گرفته می‌شود و عموما آنها را افرادی میشناسند

 

که شیطان را به عنوان خدا پرستش می‌کنند.

 

شیطان پرستی به جای اطاعت از قوانین خدایی یا قوانین طبیعی و اخلاقی،

 

عموما بر پیشرفت فیزیکیخود با راهنمایی های موجودی مافوق یا قوانینی

 

فرستاده شده تمرکز دارد. به همین دلیل بسیاری از شیطان پرستان معاصر

 

از باورها و گرایش‌های ادیان گذشته اجتناب می‌کنند و بیشتر گرایشات  

خودپرستانه دارند.به گونه‌ای که خود را در مرکز هستی و قوانین طبیعی  

 بیشتر شبیه به مکاتبی چون ماده‌گرايی و یا خودمحوری  و جادومحوری

 هستند. به هر حال بعضی شیطان پرستان به طور داوطلبانه بعضی از

قوانین اخلاقی را انتخاب می‌کنند.این یک جریان وارونه سازی را

نشان می‌دهد.

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 1:36  توسط ممد آقا | 

به نام خالق هستی

نکتهاین وب لاگ طبق قوانین جاری بر کشور اداره میشوداین مطلب هیچگونه جنبه تبلیغی یا توهینی ندارد فقط جنبه آگاهی دارد!

تاریخچه شیطان پرستی

مفهوم شیطان در طول قرنها مورد مکاشفه قرار گرفته است. در اصل در

 

سنت مسیحیان جودو، شیطان به عنوان بخشی از آفرینش دیده شده است که

 

در برگیرنده قانونی است که می‌تواند در مقابل خواست خداوند مخالفت کند و

 

با اختیار تام خود، قادر است مبارزه طلب باشد. (یادآور یکی از تفسیرهای

 

یهودی که می‌گوید تنها زمانی که پتانسیل توانایی تخلف از خواست خدا را

 

داشته باشید و با او مخالفت نکنید موجودی بسیار خوب خواهید بود) در

 

خلال قرنها این مفهوم به مخالفت صرف علیه خداوند تحریف شده است.

 

این دیدگاه که هرچیزی نقطه مقابل خود را دارد و خداوند (تماماً خوب)

 

باید یک نیروی خدای بد (شیطانی) نیز در مقابلش باشد (بسیار از الهه‌های

 

قدیمی نیز این نیرو های بد را در خود داشته اند، به طور مثال تمدن مصر باستان نیز چنین

 

باوری را داشته است).

 

با گسترش دین مسیحیت و بعد از آن اسلام، که هردو پیروان بسیاری

 

بدست آوردند و یک رستگاری اعلا را برای خود قائل هستند و به زندگی بعد از مرگ اعتقاد

 

دارند، و در میان آموزه‌های آنها شیطان وجود دارد و در همه جهان‌بینی‌های الهی، شیطان سعی

 

دارد خداوند را تحلیل برد و خراب کند.

 

به علاوه شیطان پرستی برمبنای آموزه‌های مخالف دین‌های ابراهیمی به مخالفت با خدای

 

ابراهیمی پرداخته است. قدیمی‌ترین شاهد ثبت شده راجع به این واژه (شیطان پرستی) در کتاب

 

"تکذیب یک کتاب" توسط توماس هاردینگ (۱۵۶۵) به چشم میخورد که در آن از کلیسای

 

انگلیس دفاع می‌کند : "در خلال زمانی که مارتین لوتر برای اولین بار فرقه ملحد و شیطان

 

پرست خود را به آلمان آورد،...". در حالی که مارتین لوتر خود هرگونه ارتباطی را بین آموزه

 

هایش و شیطان نفی کرد. شیطان در یهودیت، مسیحیت، اسلام و آیاواشی کلمه شیطان در ابتدا از

 

دین یهود آمده و در مسیحیت و اسلام تکمیل یافته است. این نگاه یهودی-مسیحی-اسلامی از

 

شیطان می‌تواند به موارد زیر تقسیم شود:

 

یهود: شیطان در یهودیت، در لغت به معنای "دشمن" یا "تهمت زننده" است. و همینطور نام

 

فرشته‌ای است که مومنین را مورد محک قرار می‌دهد. شیطان در یهود به عنوان دشمن خدا

 

شناخته نشده است بلکه یک خادم خدا است که وظیفه دارد ایمان بشیریت را مورد آزمایش قرار

دهد.

 

اسلامی : کلمه شیطان در عربی "الشیطان" به معنای خطاکار، متجاوز و دشمن می‌باشد. این یک

 

عنوان است که معمولا به موجودی به نام ابلیس صفت داده می‌شود. ابلیس یک جن بوده است که

 

از خدا نافرمانی کرده است لذا من طبع توسط خدا محکوم شده است که به عنوان منبعی برای

 

گمراهی انس و جن باشد و ایمان آنها را برای خدا بسنجد.

 

مسیحیت : در بسیاری از شاخه‌های مسیحیت، شیطان (در اصل لوسیفر) قبل از آنکه از درگاه

 

خدا ترد شود، یک موجود روحانی یا فرشته بوده که در خدمت خداوندگار بوده است. گفته

 

می‌شود شیطان از درگاه خداوند به دلیل غرور بیش از حد و خودپرستی ترد شده است.

 همینطور گفته شده است است شیطان کسی بوده است که به انسان گفته است می‌تواند خدا شود، و

 موجب معصیت اصلی انسان در درگاه خدا شده است و در نتیجه از بهشت عدن اخراج شده

 است. از شیطان در کتاب یونانی "دیابلوس" به عنوان روح پلید (Devil) نیز نام برده شده است که به

 معنای "تهمت زننده" یا "کسی که به ناحق دیگران را متهم می‌کند". واژه Devil از فعلی به

 معنای "پرت کردن" یا "انتقال دادن" نشئت گرفته شده است. در حالی که لاوی ادعا کرده است

 که این واژه از زبان سانسکریت "devi" مشتق شده و به معنای الهه می‌باشد (گرچه این ادعا

 نادرست به نظر می‌‌آید)

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 1:9  توسط ممد آقا | 

به نام خالق هستی

نکتهاین وب لاگ طبق قوانین جاری بر کشور اداره میشوداین مطلب هیچگونه جنبه تبلیغی یا توهینی ندارد فقط جنبه آگاهی دارد!

ادر طی 25 سال گذشته  به دنبال روی آوردن مردم به سوی‌ معنویات و به

منظورجلوگیری ازگرایش مردم به سوی ادیان الهی ۲۵۰۰فرقه جدید ساخته

شده است كه با یك حساب سرانگشتی یعنی تقریبا هفته ای ۲ فرقه !

یکی از فرقه ها که خود دارای اشکال مختلفی است شیطان پرستی می باشد

که نزدیکی بسیار زیاد باجادوگری  –witchcraft –دارد که جوانهای بسیار

 

را به دنبال خود کشانده است و بیشتر از همه خود را در غالب گروههای

 

موسیقی به جوامع معرفی کرده است.گذشته از اعتقادات شیطان پرستی

 

سمبل ونشانه هایی است حتماهمه ما با آنها برخورد داشته ایم بد نیست

 

تا معنی برخی از این علائم را بدانیم:

 

۱-Inverted Pentagram    (پنج ضلعی وارانه):نشانه ستاره صبح نامی که 

 

به شیطان تعلق دارد.این علامت در مراسم های  مخفیانه(کابالا) وجادوگری

 

برای احضار ارواح شیطانی استفاده میشود.این علامت را شیطان پرستان با دو ضلع در

 

بالا استفاده می کنند.

۳-Ankh  :خدای شهوت:سمبل باروری وشهوات درانسانها.

 

  روح شهوت قدرت اين جمع زنان / مردان مي باشد.

۲-Baphomet دیو بافومت:علامت شیطان پرستی.خدای شیطانی و

 

سمبل شیطاان.ممکن است این علامت به شکل جواهر

 

دیده شود.

۴-Swastika or Sun Wheel  (صليب شکسته يا چرخ خورشيد): يک علامت

 

مذهبي باستاني است که سالها قبل از قدرت گرفتن هيتلر به کار ميرفت.  اين علامت در کتيبه

 

هاي بودايي و مقبره هاي سلتي و يوناني استفاده ميشده. در آيين پرستش خورشيد ، اين علامت به

 

نظر مي رسد نشانه مسير حرکت خورشيد در آسمان باشد. 

۵-All Seeing Eye (چشمي که به همه جا مي نگرد): آنها معتقدند که اين چشم لوسيفر (شيطان) است

 

و کسي که قدرت کنترل آن را دارد بر تمام دارايي ها حکومت ميکند. اين علامت در پيشگويي

 

ها به کار ميرود. جادوها ، نفرين ها ، کنترل هاي روحي و تمامي انحرافات تحت اين علامت

 

کار ميکنند. اين علامت روشنفکران است . به پول رايج ايالات متحده نگاهي بيندازيد .اين علامت

 

اساس نظم نوين جهاني است.

۶-Upside Down Crossصليب وارونه: نشانه استهزاء و رد کردن مسيح ميباشد. گردنبندهاي آن توسط

 

شیطان پرستان زيادي به کار ميرود. اين علامت را ميتوان همراه خواننده هاي راک و روي آلبوم

 

هاي آنها ديد.

۷- Goat Head(سر بز): بز شاخدار ، بز مندس mendes (همان ba'al بعل خداي باروي مصر

 

باستان) ، بافومت ، خداي جادو ، scapegoat (بز طليعه يا قرباني). اين يکي از راههاي شيطان

 

پرستان براي مسخره کردن مسيح است زيرا گفته ميشود که مسيح مانند بره اي برای گناهان بشر

 

کشته شد.

 

۸-Anarchy(هرج و مرج): اين علامت به معناي از بين بردن تمام قوانين

 

ميباشد. به عبارت ديگر " هرچه تخريب کننده است تو انجام بده " يعني همان

 

قانون شيطان پرستي . اين علامت توسط پانک ها هوي متالها و راک ها به کار ميرود.

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 23:47  توسط ممد آقا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با سلام خدمت دوستان عزیز!گمن ممد آقا هستم نویسنده وب لاگ: هدف از راه اندازی این وب لاگ این نیست که شما دوستانی که مطالب رامی خوانید تحریک و به طرف شیطان پرستی کشیده شوید!این مطالب صرفا جهت اطلاعات و این که شما بتوانید آسانتر مسیر درست را انتخاب نمایید. و از تاریکی و ظلمت به دور باشید!امیدوارم مطالب مورد قبول شما دوستان عزیز واقع بشه!
دوستان می تونن از طریقه میلم با من مکاتبه کنن
Marduk_Es@msn.com
در پناه حق!

نوشته های پیشین
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
دی 1385
آذر 1385
پیوندها
تیغ سیاه
عـــذابهای جهنــــم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان